همسو با تو

دوستان و عزیزان مدیران وبلاگها و وب سایتها
نویسنده : منتظر - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠
 

 

ا اگر تمایل به تبادل لینک دارید لطفا لینک ما را با

عنوان زیر در وب خود قرار دهید و سپس عنوان و

آدرس لینک خود را برای ما در نظریات بگذارید تا

پس از مشاهده لینک خود در وب شما لینک شما

را نیز در لینکدونی قرار دهیم

عنوان: همسو

http://hamso3.persianblog.ir/


 
 
خبرهای جالب
نویسنده : منتظر - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠
 

 
 
نامه و وصیت نامه بروسلی برای همسرش
نویسنده : منتظر - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
 

توصیه می کنم حتما بخونید. و ازش لذت ببرید و بدونید مردان بزرگ کی بودند

نامه و وصیت نامه بروسلی برای همسرش،
وقتی خوندم بی اختیار گریه ام گرفت
.
وای بر ما که ظواهر دنیا چقدر چشم و دلمون رو گرفته.
حتما بخونید
.


 
 
جملات زیبا
نویسنده : منتظر - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
 

 

در طوفان زندگی، با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.

 

خوب باشی و بدت گویند به از آن که بد باشی و خوبت گویند

 

خدایا، چه سخت است تنهائی،

چه بدبختی آزاردهنده ایست تنها خوشبخت بودن

بودنی که سخت تر از کویر است.

 

دوستی در زیر باران، راه رفتن و با هم خیس شدن نیست

بلکه چتری برای دیگری شدن است به طوری که او نفهمد

که چگونه خیس نشده است

 

خدایا، به آنچه داده ای، تشکر

به آنچه نداده ای، تفکر

به آنچه گرفته ای، تذکر

که داده ات نعمت و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان


 
 
تست مغز
نویسنده : منتظر - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
 

خیلی جالبه حتماامتحان کنید

این تست ، یک تست رایانه ای برای تخمینی از سن مغز شماست.

ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید.

Click Here

بعد دکمه استارت رو بزنید.

جای اعداد را که چند لحظه نمایش داده می شود به خاطر بسپارید

و روی جای آن ها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنید!

بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عکس‌العمل و درستی آن محاسبه و نمایش داده می شود

راستی! مغز جوان بهتر است یا مغز پیر؟ خودتان قضاوت کنید


 
 
ابعاد جامعه ایران
نویسنده : منتظر - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
 

هرچند یکبار، ایمیل هایی درباره ایران میگیریم که عکسهای خنده دار را نشان میدهد
و موضوع
آن" فقط در ایران " یا "only in Iran" است.

این ایمیل ها اگرچه خنده به لب مینشاند و بعدی از ابعاد جامعه ایران را نشان میدهد
،
اما در ایران چیزهایی هم هست که ساده از کنارشان میگذریم.
اگر مدتی از ایران دور باشید
، این نکات زیبا بیشتر خود را نشان میدهند.

 

امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم.
نیمه های راه گروهی زن و مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند.
مردی با موهای سپید و صدایی بسیار زیبا
، داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند.
آنقدر جو گیرنده ای بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم.
وقتی ترانه شادتر شد
، جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن.
خواستم فیلمی بگیرم
، فکر کردم شاید دوست نداشته باشند.
در اینحال فکر میکردم کجای دنیا چنین حالت و جوی را میشود دید؟

برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه، سفارش املت دادیم.
کنار دست فروشنده نوشته بود: ما را در
Facebook ملاقات کنید.
بازفکر کردم در کجای دنیا میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنده اش هم تا این حد به روز باشد؟
چون من تا حدی دنیا دیده هستم
، به تجربه میگویم: هیچ کجا..

 

هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود.
آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که برای خرید گل پنجره را باز کردیم.
شخصیت با وقاری داشت.
وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید
، با کلامی تکان دهنده گفت:
بی کس هستم
، اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند.
کجای دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را
، در کلام یک گلفروش یافت؟


به خانه که رسیدیم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است.
به سوپری نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست.
گفتم ببخشید پول نیاوردم
، میروم بیاورم و در حالیکه مبلغ کالایی که خریده بودم کم نبود،
مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با کلامی جدی و قاطع کالا را به من داد.
تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم کجای دنیا چنین اعتمادی به یک غریبه وجود دارد؟
تازه پول را هم که آوردم فروشنده با تعجب گفت: آخه چه عجله ای بود؟


شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار میکردم، یکباره صدای آکاردئون یکی از ترانه های خاطره انگیز را سر داد.
در کوچه نوازنده ای با زیباترین حالت و مهارتی خاص مینواخت.
به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم.
یکی آمد و به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی که میزنی.
با رضایت پولی به او داد و رفت...حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه گرفته باشد، درآمد ماهانه خوبی دارد.
در کجای دنیا کسی میتواند در کوچه ای سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده ام.

میتوان همه رخدادهای بالا را منفی دید.
چرا باید خانمی با وقار گل بفروشد..؟
چرا فردی که به کامپیوتر وارد است باید بالای کوه املت درست کند..؟
چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد...
؟؟ و از این دست نگاههای منفی که خیلی ها دارند..
اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در کوچه ننوازد
، چه مشکلی حل خواهد شد؟
و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل مشکلات دنیا میکند؟
من هر چه را دیدم مثبت میدیدم.


بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده ایم در حالیکه در عمل وجود ندارند..
و آنچه را
نیزکه وجود دارد، چشم ما نمی بیند و ذهن ما درک نمیکند.
مثلا آدمها را به
دو گروه "باکلاس" و" بی کلاس" تقسیم کرده ایم..!
ماکسیما
، پرادو و بنز با کلاس، و پیکان و پراید بی کلاسند.

حالا در جاده گیر کنید
، به هردلیل...، چه تمام شدن بنزین، چه خرابی ماشین...
امتحان کنید حتی یک ماکسیما و پرادو و بنز بخاطر کمک به شما توقف نمیکند
و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان دارد یا پراید یا وانت...
کدام با کلاس ترند؟

 

میتوانید به رخدادهای یکروز عادی از زندگی فکر کنید، در آن تلخ و شیرین بسیار وجود دارد.


 
 
 
نویسنده : منتظر - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠
 
شکنجه قذافی با چاقو پیش از مرگ + عکس
نقلابیونی که قذافی را دستگیر کردند دقایقی قبل از کشته شدن دیکتاتور، او را با یک چاقو شکنجه دادند.
به گزارش "انتخاب" به نقل از گلوبال پست، زمانی که قذافی را از لوله ی فاضلابی که در آن پنهان شده بود، بیرون آوردند یکی از انقلابیون که هویتش مشخص نیست ، در اقدامی زشت و ظالمانه، چاقویی را به نقاط تحتانی سرهنگ فرو کرد.
این وب سایت نوشت: بررسی فریم به فریم ویدیویی جدید مشخص ساخت که یکی از انقلابیون در تلاش برای فرو کردن چاقویی در نقاط تحتانی قذافی بود.
مشخص نیست که این چاقو، چه نوع چاقویی است. اما ظاهراً چاقوی مورد استفاده، سلاح سردی است که لیبیایی ها آن را "بیکتی" می نامند و در زیر یک نوع اسلحه قرار دارد یا اینکه چاقوی "بکرد" است که به "بی کی تی" مشهور است.
 

 
 
 
نویسنده : منتظر - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠
 

 
 
پیامک فاصله ها
نویسنده : منتظر - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠
 

همیشه از فاصله ها گله میکنیم

شاید یادمان رفته

که در مشقهای کودکی

کمی هم فاصله لازم بود.


 
 
 
نویسنده : منتظر - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠
 

سلام و پوزش

عزیزی گله داشت که چرا  این وب را رها کرده ام و پست جدیدی در آن قرار ندادم. با پوزش از آن عزیز و همه عزیزان شاید به زودی پستهای جدیدی در این قرار گیرد.

شاید


 
 
← صفحه بعد